خمیرمایه

من دل نوشته می نویسم ، می خواد علمی باشه یا غیر علمی

من دل نوشته می نویسم ، می خواد علمی باشه یا غیر علمی

شاید حضور بنده در بلاگ با حضور پیشکسوتانی چون بچه ها و دوستان جالب نباشه ولی من آمده ام برای .. برای ... برای .... جدا نمی دونم
برای اینکه بیکار ی هام رو پر کنم . مگه بقیه برا چی می آند و وبلاگ درست می کنند ؟ هان ...
انسان عجول یا انسان امروز جامعه مدرن بدون هیچ آرامشی ...

آخرین مطالب

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۱۲:۱۳۰۹
آذر

در 12 تیرماه سال 1367، برابر با 3 ماه جولای سال 1988، ناو جنگی نیروی دریایی امریکا، موسوم به وینسنس، که به طور غیر قانونی به آبهای سرزمینی ایران در خلیج فارس وارد شده بود، با شلیک دو فروند موشک، هواپیمای مسافربری ایرباس خطوط هوایی ایران را که از فرودگاه بندرعباس عازم دبی بود، هدف حمله قرار داد و منهدم کرد.

رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا اظهار کرد: اقدام ناو دریایی امریکا برای دفاع از خود بوده است .

به فرمانده ناو وینسنس که موجب سقوط هواپیمای مسافربری ایران شده بود نشان افتخار داد.

حمله ناو در راستای اجرای همان استراتژی و سیاستی قرار داشت که در سالهای پایانی جنگ، امریکا و متحدانش برای جلوگیری از پیروزی ایران و شکست عراق اتخاذ کرده بود.

معاون وقت وزیر امورخارجه امریکا طی مصاحبه ای اعلام کرد: هر دو ابرقدرت علاقه مند هستند که از پیروزی ایران در جنگ جلوگیری کنند. کلود سشون، وزیر خارجه سابق فرانسه، نیز طی مصاحبه ای گفت: اعضای دائمی شورای امنیت در تصمیم اعلام نشده ای در زمینهِ حمایت از عراق در برابر جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیده بودند. دقیقاً در راستای همین استراتژی و سیاست بود که امریکا و همفکرانش در مورد تصویب قطع نامه ای (598) در شورای امنیت که بتواند به سرعت، به مخاصمه دو طرف جنگ پایان دهد، به توافق رسیدند. 

موافقت مشروط جمهوری اسلامی ایران با پذیرش قطع نامهِ 598، اعضای دائم شورای امنیت، شرایط ایران را برای پذیرش مفاد قطع نامه 598 اخلال و کارشکنی در برقراری صلح در منطقه قلمداد کردند و پذیرش شرایط ایران را ناممکن دانستند.

ریگان در سخنرانی 21 ماه سپتامبر سال 1987 خود در مجمع عمومی سازمان ملل، با سخنان تهدیدآمیزی از ایران خواست تا آشکارا قطع نامه 598 را بپذیرد؛ زیرا، در غیر این صورت، به پذیرش آن وادار خواهد شد. در همین راستا، فرانسه در 6 ماه اوت سال 1987، به دنبال جنگ سفارتخانه ها (قضیه گرجی) ، واردات نفت از ایران را تحریم کرد. انگلستان نیز دفتر خریدهای نظامی ایران در لندن را بست و خود امریکا هم در 26 ماه اکتبر سال 1987، واردات کالاها و محصولات ایرانی را تحریم و صدور چهارده نوع کالا را به ایران که بالقوه مصارف نظامی داشتند، ممنوع کرد. همچنین، در کنار فشارها و اقدامات سیاسی و اقتصادی، فشارها و اقدامات نظامی خود را علیه ایران (و به نفع عراق) شدت بخشید. این کشور در 28 مهر ماه سال 1366، سکوهای نفتی رشادت و رسالت و در 30 فروردین ماه سال 1367، سکوهای نصر، سلمان و مبارک را که تمامی آنها به شرکت ملی نفت ایران متعلق بودند، هدف حمله های نظامی خود قرار داد و منهدم کرد. همین طور، در فروردین ماه سال 1367، ناوهای جنگی نیروی دریایی امریکا در خلیج فارس به ناوچه های ایرانی حمله و دو فروند از آنها را غرق کردند. در نهایت نیز، در 12 تیر ماه سال 1367، امریکا با هدف تضعیف روحیه مردم و دولتمردان ایران و وادار کردن آنها به پذیرش صلحی تحمیلی و اتمام حجت با مقامات ایرانی مبنی بر اینکه در اعمال فشار علیه ایران برای پذیرش قطع نامه دیگر به هیچ ملاحظه ای پای بند نخواهد بود، عامدانه و آگاهانه، هواپیمای مسافربری ایران را بر فراز خلیج فارس منهدم کرد.

واکنش مقامات ایرانی به اقدام امریکا در انهدام هواپیمای مسافربری ایرباس، نسبتاً ملایم و بدون هیچ گونه تهدیدی به اقدامات تلافی جویانه در آینده بود.

در آن زمان، مقامات آمریکا آشکارا، تمایل خود را به داشتن رابطه با ایران اعلام کردند. سخن گوی وقت کاخ سفید در این زمینه گفت: مدت مدیدی است که امریکا تمایل به برقراری تماس با ایران دارد. افزود: امریکا دو هدف عمده را دنبال می کند: هدف نخست کمک برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق است و هدف دوم، ترغیب ایران به این مسئله که چنانچه سیاستهای بنیادگرایانه خود را در خارج از ایران معتدل تر کند، ما نیز موضع بین المللی خود را بهبود خواهیم بخشید.

سخن گوی کاخ سفید در سخنان خود، هدف بلندمدت رابطه با ایران را جلوگیری از نفوذ شوروی و به دست آوردن جای پا در ایران اظهار کرد. وی سه مانع را برای برقراری روابط برشمرد که عبارت بودند از: ادامه تلاش ایران برای ادامهِ جنگ، حمایت از تروریسم و نگهداری گروگانهای امریکایی در لبنان.

دیپلماتها و صاحب نظران مسائل جنگ ایران و عراق، علت خودداری ایران از توسل به اقدامات تلافی جویانه علیه واشنگتن را کسب حمایت بین المللی و جلوگیری از احتمال توسل امریکا به اقدامات شدیدتر اعلام کردند.

در چنین شرایطی، امام خمینی (ره) با هدف جلوگیری از شیوع برخی از تردیدهای ناروا و برای تقویت روحیهِ ملی، پیامی را به مناسبت فاجعهِ سقوط هواپیمای ایرباس صادر کردند که در آن، با توجه به تردیدهایی که نسبت به روند تحولات جنگ و شایعه معاملهِ پنهانی برای پایان دادن به جنگ که پس از سقوط فاو به وجود آمده بود، فرمودند: امروز، تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از جنگ خیانت به رسول الله است. ایشان در قسمت دیگری از پیام خود تأکید کردند: < نباید بگذاریم که تلاش فرزندان انقلابی مان در جبهه ها از بین برود . . . امروز، باید دست اتحاد به یکدیگر داده، محکم و استوار برای جنگی تمام عیار علیه امریکا و اذنابش به سوی جبهه ها رو کنیم.

در پی پیام رهبر انقلاب، دیگر مسئولان کشور نیز با سخنرانیهای متعدد خود، مردم و برخی از فرماندهان جنگ را از گرفتار شدن در دام تردیدهای مأیوس کننده برحذر داشتند و خواستار وحدت و مقاومت آنها در مقابل توطئه های دشمن شدند.

آقای هاشمی پس از دیدن واکنش ها: اگر ما با این وسعت در جبهه حاضر باشیم و آنها بدانند که ما مصمم هستیم و این گونه حوادث تلخ، ما را به زانو در نمی آورد، ممکن است ترجیح بدهند که از راه شناخت متجاوز مسئله را حل کنند یا راه دیگری انتخاب نمایند.

آیت الله منتظری در نامه خود به حضرت امام (ره) خواستار حمله به منافع آمریکا شد.

در بخشی از این نامه آمده است: «این جنایت دلخراش بار دیگر چهره ضد انسانی و منافقانه دولت آمریکا را برای جهانیان روشن نمود... امید وافر دارم که اگر مقام معظم رهبری مصلحت دیدند و دستور اقدام دادند، توده‌های میلیونی مسلمانان جهان، امکانات مادی و معنوی فوق العاده خود را برای جنگ و مبارزه با دشمن اصلی اسلام و قرآن و ملت‌های مظلوم در اختیار قرار خواهند داد.»

امام خمینی (ره) نیز در نامه‌ای پاسخ آیت‌الله منتظری را دادند:

پیام جنابعالی تسکینی بود بر آلام تمامی کسانی که از شیطان بزرگ، امریکای حیله ‏گر ضربه خورده‏اند.

جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهای شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابریهای دنیای سرمایه‏داری و کمونیزم... .

جنابعالی که یکی از ذخایر این انقلاب می‏باشید، با پشتیبانی از آقای هاشمی وقت خود را مصروف در ساختن دنیا[یی]از کرامت و بزرگواری نمایید و مردم شریف ایران نیز بدانند که این روزها دستهای ناپاک شرق و غرب برای هدم اسلام و مسلمین در یکدیگر گره خورده است، باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابی‏مان در جبهه‏ها از بین برود. ....

مسئولین نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند. این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم. باید همه برای جنگی تمام عیار علیه امریکا و اذنابش به سوی جبهه رو کنیم. امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول اللّه‏ ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ است. اینجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه‏های نبرد، تقدیم می‏نمایم.

انفجار هواپیمای مسافربری، زنگ خطری است برای تمامی مسافرتهای هوایی. باید با تمام وجود تلاش کنیم تا چنین صحنه‏های دردناکی پیش نیاید.  والسلام

روزنامه نیویورک تایمز برای ایجاد اختلاف میان مسئولان کشور ادعا کرد: «سرنگونی این هواپیما موجب بروز خشم و غضب و در عین حال اختلاف و دو دستگی در ایران شده است. گروه تحت رهبری هاشمی رفسنجانی خواستار آن است که زمینه برای محکوم ساختن آمریکا در سطح بین‌المللی فراهم شود، اما گروهی که حسینعلی منتظری آنان را رهبری می‌کند، حمله به منافع آمریکا را توصیه کرده است. رفسنجانی علیه پاسخی عجولانه به اقدام آمریکا هشدار داد. او گفت ما باید بگذاریم همه در جهان از این جنایت باخبر شوند، درباره آن بحث و تبادل نظر کنند و مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. رئیس مجلس افزود: «آمریکایی‌ها برای آنکه بتوانند فشار تبلیغاتی را از دوش آمریکا به نقطه دیگر منتقل کنند، ممکن است در گوشه ای از جهان در انتظار اقدامی ناشیانه باشند.» رفسنجانی گفت که ایران حق انتقام گرفتن را برای خود محفوظ می دارد، اما افزود: «تعیین زمان انتقام با ما است نه با آمریکا

روزنامه واشنگتن پست نیز نوشت: رفسنجانی اولین مسئول ایرانی است که گفت: «سقوط هواپیمای ایرانی، ممکن است عمدی نباشد.» با همه این احوال رفسنجانی در سخنان خود گفت: «حتی اگر این سانحه حادثه‌ای بیش نبوده باشد، باز آمریکا برای این کشتار باید مورد سرزنش قرار گیرد.»

جمهوری اسلامی ایران نخست، موضوع را در شورای امنیت سازمان ملل و شورای اجرایی سازمان ایکائو و سپس، در دیوان دادگستری بین المللی بر مبنای عهدنامه مودت شکایت کردند.

اما عهدنامه مودت

عهدنامه مودت :

(متن عهدنامه:) لذا به انعقاد عهدنامه مودت و روابط اقتصادی و حقوق کنسولی بر اساس رفتار مساوی متقابل مصمم گردیده و اشخاص ذیل را به عنوان‌نمایندگان تام‌الاختیار خود تعیین نمودند:

‌اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران:    ‌جناب آقای مصطفی سمیعی معاون دائمی وزارت امور خارجه.

و  رئیس جمهوری کشورهای متحده آمریکا:

‌جناب آقای سلدن چیپن سفیر کبیر فوق‌العاده و مختار دول متحده آمریکا در تهران.

‌نمایندگان مزبور پس از تبادل اختیارنامه‌های خود و تصدیق صحت و رسمیت آن نسبت به موارد ذیل موافقت نمودند:

‌ماده 1- بین ایران و دول متحده آمریکا صلح استوار و پایدار و دوستی صمیمانه برقرار خواهد بود.

و 22 ماده دیگر.

بنا به مراتب فوق نمایندگان تام‌الاختیار طرفین عهدنامه فعلی را امضاء و با مهر خود مهر نموده‌اند.

‌در دو نسخه به انگلیسی و فارسی تهیه شد و هر دو زبان متساویاً معتبر است.

جالب اینجاست که در آن سالها به فکر نسخه فارسی بودند، لیکن در برجام ما یک نسخه فارسی هم نداریم.

 

این قسمت از دفتر اضافه شود ................................................

( این توافق در سه مورد استفاده شده است، که نشان از بقای این عهدنامه می باشد. فسخ هم نشده است و به علت مراجعات به آن پابرجا می باشد. فلذا ایران می تواند به خاطر تحریم های اعمالی ظالمانه به دیوان دادگستری بین المللی شکایت نماید

در این مورد می توان به مقاله : استنادپذیری عهدنامه مودت 1955 درباره تحریم‌های غرب علیه ایران با چکیده:          

عهدنامه مودت بین دولت ایران و ایالات‌ متحده در سال 1955 منعقد شده است. این عهدنامه با‌‌توجه به این که حقوق و تعهداتی را‌ برای دو طرف قرارداد ایجاد می‌کند و با استناد به اینکه لغو و یا خاتمه این عهدنامه از سوی هیچ‌کدام از طرفین،خواسته و یا اجرا نشده و همچنین در دعاوی متقابل دو طرف نیز مورد استناد دول مذبور و همچنین دیوان بین‌المللی دادگستری بوده است لاجرم این عهدنامه قابلیت لازم‌الاجرایی و همچنین استناد دو کشور فوق‌الذکر را در دعاوی متقابل آینده نیز دارا می‌باشد.

این مقاله با بررسی مفاد معاهده و با توجه به کنوانسیون وین و همچنین بررسی پرونده‌های ایران و آمریکا در دیوان بین‌المللی دادگستری ابتدا قابلیت استناد به این عهدنامه و لازم‌الاجرا بودن آن در روابط طرفین را نشان داده، و سپس با سنخ‌شناسی تحریم‌های آمریکا علیه ایران، نشان می دهد که این تحریم‌ها نقض مفاد مندرج در عهدنامه مودت می‌باشد لذا باتوجه به این عهدنامه می‌توان به استیفای حقوق در دیوان بین‌المللی دادگستری پرداخت.

مراجعه کرد)

از این توافق در سه مورد تا به حال استفاده شده است :

1- قضیه تسخیر لانه جاسوسی: 4 نوامبر 1979

2- حمله به سکوهای نفتی ایران : 19 اکتبر 1987

3- حمله به هواپیمای مسافربری ایرن: 3 ژولای 1988

اصل ١٣٩ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان می‌دارد: «صلح‏ دعاوی‏ راجع به‏ اموال‏ عمومی‏ و دولتی ‏یا ارجاع‏ آن‏ به‏ داوری‏ در هر مورد موکول‏ به‏ تصویب‏ هیئت‏ وزیران‏ است‏ و باید به‏ اطلاع‏ مجلس‏ برسد. در مواردی‏ که‏ طرف‏ دعوی‏ خارجی‏ باشد و در موارد مهم‏ داخلی‏ باید به‏ تصویب‏ مجلس‏ نیز برسد. موارد مهم‏ را قانون‏ تعیین‏ می‌کند». پس از آنجایی که هواپیمای سرنگون‌شده متعلق به دولت ایران و طرف دعوی نیز خارجی بوده است؛ لزوم تصویب مجلس بدیهی به نظر می‌رسید، اما این توافق بدون تصویب در مجلس شورای اسلامی عملیاتی شد.

همین باعث شد تا در اردیبهشت ماه سال ١٣٧٥ دکتر سیدمحمود کاشانی، از استادان برجسته حقوق، در نامه‌ای به علی‌اکبر ناطق‌نوری، رئیس وقت در دوره چهارم مجلس، نسبت به مصالحه میان ایران و آمریکا درخصوص پرونده سرنگونی هواپیمای ایرباس از منظر حقوق داخلی و بین‌المللی اعتراض کند. در این نامه هفت پرسش و نکته بنیادین مطرح شد که خلاصه آن به این شرح است: اول، در شرایطی که آمریکا ایران را در حادثه انفجار مرکز فرهنگی یهودیان در بوینس‌آیرس متهم می‌سازد، چرا دولت ایران نسبت به رسیدگی به پرونده ایرباس در دیوان لاهه درخواست توقف رسیدگی کرده است؟

دوم، چرا سرپرست دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران (تشکیلاتی زیرمجموعه نهاد ریاست‌جمهوری که پیگیر مسائل حقوقی بین‌المللی کشور است) برخلاف شواهد ادعا می‌کند دولت آمریکا تسلیم خواسته‌های ایران شده است؟ سوم، چرا دولت به تصمیم ناعادلانه سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری رضایت داده است؟ چهارم، دلیل مصالحه با آمریکا بدون رعایت اصل ١٣٩ قانون اساسی (تصویب مجلس) چیست؟ پنجم، استرداد دعوی موجه، قوی و دنیاپسند ایران از دیوان، جو منفی علیه آمریکا را از بین می‌برد؛ ششم، دولت آمریکا با بیان عدم اعتماد به دولت ایران، خواستار پرداخت مستقیم غرامت به قربانیان شده است؛ هفتم، پذیرش واریز غرامت به یک حساب بانکی تضمینی، ممکن است موجب توقیف آن توسط شاکیان آمریکایی با ادعاهای واهی علیه دولت ایران شود.

٢٩ سال از حادثه سرنگونی هواپیمای «ایران‌ایر» و شش سال از اوراق‌شدن رزم‌ناو آمریکایی «وینسنس» که در سال ١٩٨٤ به آب انداخته شده بود، می‌گذرد؛ اما آن مصالحه صورت‌گرفته مانع از تشکیل جلسه و صدور رأی در زمینه یکی از مهم‌ترین مخاطرات هوایی قرن شد که می‌توانست جدای از احقاق حقوق حقه ایران، در صنعت هوانوردی جهان نیز رویه‌ساز باشد.

 

مرتضی محمدی
۱۲:۱۱۰۹
آذر

قانون مداری  جنگی بهتر است تا قانون مداری رنگی

شهید صیاد پس از ماه ها تلاش در قرارگاه کردستان در حالی که به بوکان رسیده بود، با نامه ای مواجه شد مبنی بر اینکه فعالیت ها را تعطیل و قرارگاه کردستان را منحل نماید.

شهید صیاد درگیری ها و انقلاب درونی و غم های خویش را این گونه توصیف می نماید:

نامه ای آمد که به من ابلاغ شد: قرارگاه را به هم بزن و به عنوان مشاور فرمانده لشکر کردستان، ... کارکنم. یعنی مسئولیت من از فرماندهی منطقه کرمانشاه و کردستان، محدود به کردستان شد، سپس از آن جا هم محدود به مشاوره شد ....

محسن مومنی: تا کردستان به امروز برسد خون های پاک فراوانی ریخته شده بود و جوانان زیادی آسیب دیده بودند حالا که زمان آن رسیده بود که برای همیشه مسئله ی کردستان حل شود و طومار ضد انقلاب در هم پیچیده شود، باز هم دستور رسیده بود که رها کنید:

(شهید صیاد) یادم می آید برای این مطلب نماز خواندم. وضو گرفتم و نماز جماعت خواندم. در سه جمله جواب این که نوشته بودند قرارگاه را تحویل بدهم، نوشتم : « ما به دستور مرکز آمدیم و به دستور مرکز خواهیم رفت. باید شورای عالی دفاع دستور بدهد تا ما برویم وگرنه همین جا هستیم چون کارمان تمام نشده است.»

این سند گران قیمتی نه تنها برای خارج کردنش از صحنه که حتی برای محاکمه نظامی بود.

نامه را به ضمیمه توضیحات و تفاسیر خود به بنی صدر رساندند و او نیز مستقیما به امام رساند.

امام فرمودند: « با ایشان طبق مقررات رفتار کنید.»

اعضای متعهد شورای دفاع وقتی از ماجرا خبردار شدند، به امام مراجعه کردند و خواستار تجدید نظر در این باره شدند اما ایشان نپذیرفتند.

حکم برکناری سرهنگ صیاد و اخراجش از منطقه، پیش از اینکه به دست خودش برسد، در همه ی منطقه پخش شد، حتی نسخه ای هم به پرسنل آشپزخانه لشکر 28 رسید.

سرهنگ صیاد به تهران که رسید فهمید درجه اش از سرهنگ تمامی به سرگردی تنزل کرده و از نیروی زمینی نیز اخراج شده است.

(صیاد) با آقای خامنه ای مشورت کردم که تا اینجا همه چیز را تحمل کردم، این یکی را نمی توانم تحمل کنم. چه معنی دارد که مرا از نیروی زمینی اخراج کنند؟

ایشان با خونسردی فرمودند: مسئله ای نیست. با حوصله و خونسردی این را هم اجرا کن و خودت را به تاد مشترک معرفی کن.

هر شب یکی از مساجد تهران میزبانش بود تا برای مردم مومن و انقلابی سخنرانی کند. محور بیشتر سخنرانی هایش کردستان بود و عملیات هایی که در آنجا صورت گرفته بود. هیچ به سرگذشت خود و نامهربانی هایی که در حقش شده بود، اشاره نمی کرد و این سفارشی بود که آیت ا... دکتر بهشتی به او کرده بود.

به علت روشن بینی و هوش سرشاری که آیت ا... داشت، زودتر از دیگران متوجه انحراف و مقاصد بنی صدر و لیبرال ها شده بود. حزب جمهوری اسلامی که به رهبری او فعالیت می کرد، مهمترین سدی بود که در مقابل آنان ایستاده بود. طبیعی است در چنین شرایطی اکثر تبلیغات جبهه ی مخالف که از قضا تعهدی برای رعایت انصاف و تقوا ندارد، علیه دکتر بهشتی باشد. به گونه ای که وقتی ایشان توسط همان ها و به دست منافقان به شهادت رسید، امام خمینی شهادت او را در مقابل مظلومیتش کوچک و ناچیز شمردند. در چنین اوضاع و احوالی وقتی صیاد به دیدار او می رود، تمام توصیه او حفظ حرمت رئیس جمهور است.

صیاد) نیم ساعت تمام ایشان به من نصیحت کردند ... ایشان گفتند: ... من از شما می خواهم که وقتی در مجالس و مراسم مساجد سخنرانی می کنید فقط به کارها و عملیاتی که در کردستان انجام داده اید بپردازید ... اگر اصرار کردند راجع به بنی صدر صحبت کنید، شما هیچ چیز نگویید. خیلی که اصرار کردند و علت برکناریتان را پرسیدند بگویید با من طبق قانون و مقررات عمل شد و حضرت امام چون مقید به قانون هستند، من هم موردی نوشته بودم که قانونا اشکال داشت و طبق قانون با من برخورد شد و هیچ مسئله ای نیست ... برای من خیلی عجیب بود. تقوای شهید بهشتی خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد.

پس از آن نیز چهار امام جمعه ی شهید و تعدادی دیگر از علمای بزرگ خدمت امام رسیدند و خواستار برگشتن صیاد به منطقه شدند ولی امام نپذیرفتند. حتی آقای هاشمی رفسنجانی به خدمت امام رسیدند، ولی بی نتیجه بود.

صیاد) وقتی آن بزرگواران شهید، شهدای محراب، دسته جمعی خدمت حضرت امام رفته بودند که صیاد شیرازی زحمت کش است، درجه اش را گرفته اند و از کار برکنارش کرده اند و ما خواهش می کنیم دستور بدهید که دوباره روی کار بیاید، حضرت امام با آنان هیچ بحثی نفرموده بودند. فقط با دست اشاره کردند که ایشان با صراحت تمرد کرده .... در این ماجرا، این درس را گرفتیم که اگر نظام و حکومتی بخواهد استوار بماند و حاکمیت و ثباتش برقرار باشد، رهبری، مسئولین و همه کسانی که می خواهند زیر پوشش حکومت کار کنند، باید مقید به مقررات و قانون باشند. حالا ممکن است قانون نقص هم داشته باشد ولی پایبند بودن به همین مقررات ناقص، بهتر است تا این که به چیزی پایبند نباشد. عزیزانی مثل شهید صدوقی، شهید دستغیب، شهید مدنی پیش امام خیلی ارزش داشتند. چهره هایی بودند که همه می دانیم، از عزیزترین چهره ها پیش حضرت امام بودند. سابقه، شخصیت و نقششان در انقلاب مشخص بود ولی حضرت امام با قاطعیت فرموده بوند که ایشان تمرد کرده. یعنی در مقابل تمرد نمی شود اغماض کرد. معنایش این نبود که حرف آنها را قبول نمی کردند، بلکه معنایش این بود که باید پایبند به قانون بود. این ریشه ی تذکر برادرانه و ناصحانه ی شهید بهشتی بود. این بر من خیلی موثر بود. به طوری که بر خاطر ندارم، بعد از آن ماجرا، به سادگی دست به قلم ببرم و مطلبی بنویسم که در آن آثار تمرد، طغیان و بی بندوباری نسبت به قانون و این چیزها باشد. ممکن است نظری نسبت به قانونی داشته باشیم ولی تا روزی که قانون عوض نشده، خود را مقید به اجرا می دانم. این درس برای همه ی ما لازم بود.

این در حالی بود که حدودا سه ماه بعد نامه ی کوتاهی از امام خمینی، از رادیو منتشر شد. نامه این بود:

بسم الله الرحمن الرحیم

ستاد مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران،

آقای ابولحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شده اند.

روح الله الموسوی الخمینی

ده روز بعد نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر دادند.

بحث ما سر این است که اولا، امام در صحبت های پس از عزل ایشان گفتند که بنده با ایشان مشکل داشتم و ایشان انحراف داشتند و غلط بودند ولی با این حال باز مشاهده می کنیم که امام بر قانون تاکید دارند، تا لحظه آخر ایشان رئیس جمهورند. این معنای حقیقی قانون مداری است.

ثانیا، حال عده ای که می گفتند قانون اساسی ظرفیت های پنهانی دارد و با این ظرفیت کار غیرقانونی کردند، سوای اینکه حق با آنها بوده یا نه، قانون مدار نیستند. حرف ما این است که زیر پرچم قانون مداری صحبت نکنند. حال اسم خودشان را بگذارند (قانون جدید مداری) یا (ظرفیت های پنهان مداری).

 

عباس آقازمانی یا همان ابوشریف) امام، بنی‌صدر را به عنوان فرمانده کل قوا انتخاب کرده بود. من چندین مرتبه خدمت امام رسیدم و درخصوص همکاری با بنی‌صدر از ایشان راهنمایی خواستم. حتی نظر مخالف بچه‌های سپاه نسبت به بنی‌صدر را هم صریحاً به امام گفتم. امام به طور قاطع و در برخی موارد با تندی می‌فرمودند: من در امور دخالت نمی‌کنم و فرمانده کل قوا را تعیین کرده‌ام، شرایط مملکت حساس است و شما موظفید با بنی‌صدر هماهنگ باشید و از دستورات وی تبعیت کنید. حتی در خرداد 1359 پیام مهمی صادر کردند و در آن اینگونه تأکید شده بود که: اطاعت از فرمانده کل قوا که نماینده اینجانب است از وظایف شرعی و اسلامی شما و همه قوای مسلح است.

 

 

 

مرتضی محمدی
۱۲:۰۸۰۹
آذر
دریافت جزوه رضاخان
عنوان: رضاخان

مرتضی محمدی